ویدیو

‎ مقامات ارشد نظامی افغان وامریکایی راجع به عملیات های مشترک نظامیان امریکایی وافغان دریک کنفرانس مشترک خبری در مرکز اطلاعات و رسانه های حکومت معلومات ارایه می کنند

 

  • GMIC Facebook
  • GMIC Twitter
پیام ستر جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری بمناسبت پنجمین سالروز شهادت پروفیسور استاد برهان الدین ربانی ! PDF چاپ نامه الکترونیک
  
شنبه 10 ميزان 1395 ساعت 09:41

هموطنان عزیز،خواهران و برادران!
بمناسبت سالیاد شهادت استاد پروفیسور برهان الدین ربانی، رییس جمهور اسبق کشور، رهبر جهاد و حزب جمعیت اسلامی افعانستان به شما تسلیت می گویم.
استاد شهید در دوره زند گی پر ثمر و پر تلاشش، خدمات ارزنده یی به کشور عزیزش انجام داده است. اودر سالهای جهاد و مقاومت ملی مردم افغانستان، با درایت و اعتدال گرایی و عقلانیت سیاسی تمام در کنار مردمش ماند و کاروان جهاد و مقاومت مردم ما را رهبری کرد.
شهید صلح استاد پروفیسور برهان الدین ربانی، با خردورزی بیمانندی امور حکومت مردم ما را در سالهای دشواری به پیش برد و در این راه همیشه با اعتدال گرایی در میان مردم عمل کرد.
استاد زنده یاد در راستای تأمین صلح و ثبات در کشور تلاش کرد و سرانجام در این راه قربانی توطیه های دشمنان کشور و مردم ما شد و زنده گی اش را از دست داد.
من از نزدیک با استاد شهید آشنایی و معرفت کامل داشتم. این شناخت همراه با احترام فوق العاده به استاد است زیرا او در شرایط بسیار سخت و دشوار به ما رهنمایی می کرد و من همیشه با وی در امور مهم مشورت می کردم.
استاد شهید مرا فرزند خوانده بود و از این سبب من استاد را مانند پدر خویش دوست داشتم و به او احترام و ارادت بی پایانی داشتم.
چهار پنجسال پیش از امروز قرار بود جبهه ملی افغانستان ایجاد شود. من در حضور داشت استاد محقق، لطیف پدرام و فیض الله ذکی پیرامون این مسأله صحبت می کردیم و در آخر از استاد شهید در رابطه به عملی شدن روند صلح در کشور پرسیدم و استاد شهید در این رابطه سخنانی را پیش بینی کردند که اینک قدم به قدم به حقیقت مبدل می شود.
استاد شهید تنها رهبر جمعیت اسلامی افغانستان نبود بلکه او یک شخصیت ملی مردم افغانستان و شناخته شده در سطح منطقه و جهان نیز بود. من در حالی که جمیعتی نیستم ولی بیش تر از هر جمعیتی به او احترام داشتم و تا زنده ام او در نزد من گرامی و محترم خواهد بود.
یاد آور می شوم که این سخنان تنها یک نوشته روی کاغذ نیست بلکه همه آن ها از اعماق قلبم سرچشمه می گیرد.
خوب به یاد دارم که وقتی خبر حمله به استاد شهید را شنیدم بیدرنگ به منزل وی رفته و از وضعیت آگاه شدم. در آن هنگام یکی از محافظان استاد سر خود را از اندوه و نگرانی زیاد به دیوار میکوبید. من قصد داشتم که اگر ممکن باشد برای علاج جراحت های استاد اقدامی کنم ولی در آن جا به جسد بیجان استاد مواجه شدم و بی اختیار اشک از چشمانم جاری شد. در حالی که در مسیر راه خانه استاد به من چند تلفن آمده و به من هشدار میدادند که به خانه استاد نروم و می گفتند که یک انتحاری دیگر نیز در خانه استاد باقی مانده است. این که من در آن هنگام چه حالتی داشتم، چیزیست که نمی توانم به زبان بیاورم.
حالا که استاد شهید در کنار ما نیست به تکرار می گویم که من به همان اندازه که به استاد شهید احترام قایل بودم حالا به همان اندازه فرزندش صلاح الدین خان را نیز دوست دارم و به همه هوادارن و وابسته گانش ارج می گذارم واحترام دارم، زیرا ما در یک سنگر و بخاطر یک هدف مبارزه می کردیم و در این راه شهدای فراوانی داده ایم.
استاد شهید بالای من اعتماد کامل داشت و از همین رو وقتی طی سفری عازم ترکیه شد، سرپرستی ریاست جمهوری کشور را به من واگذار کرد و من این اعتماد را پاس میدارم. من در همین دوره که جنگ ها در شهر کابل ادامه داشت، میان حزب وحدت اسلامی افغانستان و حزب اسلامی افغانستان پا در میانی کردم و در نتیجه آتش بس در شهر برقرار گردید و حتی اسرای دو طرف تبادله گردیدند.
حاضرین گرانقدر، خانمها و آقایان!
جنرال دوستم آن روز های سخت و دشوار را از یاد نبرده است و باید همه بدانند که بعضی از اشخاص فهمیده و یا نفهمیده بخاطر منافع شخصی شان به جان همدیگر می افتند. این افراد اگر تاجک اند خود را جمعیتی می خوانند و اگر ازبیک هستند جنبشی، ولی من این قبیل افراد را نه جمعیتی می دانم و نه جنبشی. مثال این افراد را در ولسوالی کرزیوان ولایت فاریاب داریم که با تأسف موجب بد امنی در آن مناطق می گردند و میان جمعیت اسلامی افغانستان و جنبش ملی اسلامی افغانستان دشمنی ایجاد می کنند.
سیاست من از آغاز تأسیس حزب جبنش ملی اسلامی افغانستان این بوده است که نباید میان تمام احزاب و بویژه با حزب جمعیت اسلامی افغانستان بخاطر مسایل کوچک، در سوء تفاهم قرار داشته باشیم. من در این نکته صادق بوده و همیشه همینگونه خواهم بود.
این نکات را ازمیان صدها سخنی که در دل دارم از آن رو یاد کردم تا باید از گذشته درس گرفت و اشتباهات گذشته را تکرار نکرد و بخاطر اهداف مشترک در کنار همدیگر و در حمایت همدیگر قرار داشته باشیم.
من بیاد می آورم که وقتی طالبان کابل را گرفتند، من با آمر صاحب در تماس شده و قرار گذاشتیم تا همدیگر را در سالنگ شمالی ملاقات کنیم.
من از شمال کشور و آمرصاحب شهید از پنجشیر روانه سالنگ شمالی شدیم ولی راه های ما از اثر بمباردمان ها و جنگ ها خراب شده بودند، از این رو ما هردو با تأخیر به سالنگ رسیدیم. پس از دست دادن با آمر صاحب من از وی از این خاطر معذرت خواهی کرده و یاد آور شدم که ما راه های خود را بند کردیم و از این رو در روز های سخت و دشوار به مشکل به همدیگر می رسیم. آمر صاحب شهید نیز این نکته را تائید کرد و عین سخنان مرا تکرار کرد.
در این جا به ذکر خاطره یی از همین دوران می پردازم. چند روز پیش از این واقعه من زمانی که از جاده سالنگ عبور می کردم، در طول راه با یک موتر مملو از مهمات مواجه شدم. چند تن از نیروهای من و فرماندهان محلی در نزدیکی حضور داشتند. من به سربازان خود گفتم که اگر این موتر مملو از مهمات را شما از نزد طالبان گرفته اید یک پیروزی است. در همین حوالی جنرال بابه جان و جنرال بصیر خان سالنگی نیز حضور داشتند. من به آنها گفتم که قرار گاه شما همین جاست؟ اگر در این منطقه برای مقاومت نیاز به چیزی دارید من در خدمت هستم. در این زمان تنها قریه آشابه در سالنگ باقی مانده بود و دیگر مناطق به دست طالبان افتاده بود.
پس از دیدار ما با آمر صاحب شهید در سالنگ، تصمیم گرفتیم که شورای عالی دفاع از افغانستان را ایجاد کنیم. بعد این موضوع را جنرال یوسف از جنبش ملی و داکتر عبدالله، سخنگویان ما به جهانیان اعلام داشتند.
در جلسه یی که بعداً برگزارشد و در آن سید منصور نادری نیز حضور داشت، وی از این که در تاله و برفک بیرق طالبان برافراشته شده است اظهار نگرانی کرد ولی من به وی یاد آور شدم که با ایجاد این شورا و همبستگی ما و اعلان این موضوع به جهانیان طالبان از این مناطق متواری می گردند.
یاد آور می شوم که پس از حادثه یازدهم سپتامبر من فرماندهی نیرو های مقاومت را در شمال بدست داشتم. ما بیش از نه هزار تن از نیرو های طالبان و هزاران میل سلاح ثقیله آن ها را با وسایط خورد و کلان از شمال و شمال شرق بدست آوردیم و قرار شد تا به کابل بیایم.
من با پنج هزار تن از نیرو هایم از طریق بامیان و میدان وردک به نزدیکی های کابل رسیدیم و چون قرار بود در شهر کابل نیرو های بین المللی مستقر گردند، ما درنگ کردیم و بعد نیرو های گارد خاص آمر صاحب شهید برای حفظ جان و مال مردم وارد کابل شدند و در این امر مهم با جناب مارشال صاحب فقید ساعت یک و نیم بجه شب مشورت کردیم. در این خصوص نکته مهم این است که ورود نیرو های آمر صاحب شهید در نتیجه حسن نیت و هماهنگی عام و تام در میان ما بود.
این نکته را امروز من یادآورمی شوم که جنگهای ما در برابر همدیگر اشتباه بزرگی بود و تکرار آن نیز گناه بزرگ می باشد.
من در سالروز شهادت آمر صاحب شهید نیز به برادرش تیلفون کرده یاد آور شدم که کاش فرصتی پیش آید که برخی از گفتنی هایم را در حضور جمعی ابراز میداشتم تا جوانان آن را می شنیدند و از آن عبرت می گرفتند.
من از تجلیل شاندار و با شکوه سالگرد شهادت استاد شهید و آمر صاحب شهید حمایت می کنم ولی باور دارم که نباید به بهانه تجلیل از این شخصیت ها، فیر های هوایی کنیم و موجب آزردگی مردم شویم؛ برعکس باید از این شخصیت های گرانقدر با برپایی مجالس و محافل خاص در داخل و بیرون از کشور تجلیل کنیم تا به جایگاه آنان بی احترامی نشود زیرا با فیر های بیجا، عظمت و بزرگی این شخصیت های ارجمند را آسیب می رسانیم.
به یاد دارم که سال گذشته شماری از برادران در سالروز شهادت آمر صاحب شهید به نزدیکی های خانه ام آمدند و با فیر های هوایی و دادن شعار مرده باد جنرال دوستم، از این مسیر گذشتند.
من در حالی که از این عمل آنان ناراحت نشده ام ولی یاد آور می شوم که در روز های سخت و دشوار همین برادران روزی شعار زنده باد جنرال دوستم را سر خواهند داد.
حزب جمعیت اسلامی افغانستان و جنبش ملی اسلامی افغانستان دو جریان سیاسی برادر اند که در روز های دشوار و سختی در کنار همدیگر بوده اند و امروز نیز چنان خواهد بود ویاد آور می شوم که ایجاد تنش ها میان این دو حزب میلیونی، کار دشمنان ما است و باید در این زمینه با دقت عمل کنیم و به جای اتهام وارد کردن به همدیگر دست به دست هم بدهیم و نگذاریم که دشنمان ما و دشمنان کشور عزیز ما از تنش های درونی ما بهره ببرند.
در پایان به امید این که افغانستان به شاهراه صلح و امنیت گام بگذارد و جای جنگ و برادر کشی را آشتی و دوستی بگیرد، یک بار دیگر به روح استاد شهید پروفیسور برهان الدین ربانی و دیگر شهدای راه وطن عزیز اتحاف دعا نموده به آنان از خداوند بزرگ بهشت برین آرزو می نمایم.